سعید متین‌پور آن گونه که من می‌شناسم / سید حیدر بیات

اوت 14, 2007 در 12:36 ب.ظ. | نوشته شده در گونده‌لیک یازیلار/ یادداشتها, خبر و تحلیل | بیان دیدگاه

آشنایی من با سعید مربوط به شش هفت سال پیش است. آن موقع انجمن ادبی پینار را به تازگی در قم تشکیل داده بودیم و به نوعی نیازمند حمایتهای معنوی دیگر شهرها بودیم. برای یک کار خانوادگی به زنجان رفته بودم که به کتابفروشی ایشیق یول سرزدم. چند تن از دوستداران زبان مادری آنجا جمع شده بودند که من فقط یک نفر را شناختم، و آن کسی نبود جز آقای عباس بابایی شاعر بزرگوار زنجانی که قبلا یک بار در سال 75 در شب شعری که در منزل ایشان تشکیل یافته بود شرکت کرده بودم. غیر از آقای بابائی من از میان آن جمع کسی را نشناختم، و چهره و نام هیچ یک از آن افراد را نیز به خاطر نمی‌آورم جز سعید متین‌پور که در آن عصر پاییزی صندلی فروشنده را در اختیار عباس بابائی قرار داده بود و خود به احترام مهمانانش سرپا ایستاده بود. سعید در آن سالها با همه وسع مادی اندکش آن کتابفروشی را در پاساژ نیمه متروک کسری راه انداخته بود، و مبارزه فرهنگی را بر دیگر انواع مبارزه ترجیح داده بود. احتمالا دوستان دیگری نیز در راه اندازی آن کتابفروشی دخیل بودند، از جمله آقای بیانی و بچه‌های انجمن ایشیق زنجان که از کم و کیف ماجرا بی‌اطلاع هستم.
بعدها هر وقت به زنجان می‌رفتم به ایشیق یول سرمی‌زدم، و خاطره‌ای که شاید شنیدنش جالب باشد این است که آن وقتها انترنت در ایران به تازگی راه می‌افتاد و برخی کافی‌نتها شروع به کار کرده بودند، من تقریبا تا آن موقع هیچ نوع آشنایی با انترنت نداشتم و اولین آدرس انترنتی را که مربوط به حرکت ملی آذربایجان بود سعید برای من نوشت و من آن آدرس را به دوستان قم ارمغان آوردم و بدین ترتیب اولین سایتی که برای نخستین بار در انترنت نگاه کردم مربوط به حرکت ملی آذربایجان بود.
ارتباط ما با سعید تقریبا سالی یک یا دوبار صورت میگرفت که آن هم معمولا یا در زنجان و یا در مراسم ستارخان در تهران بود.
چیزی که برای من از همان ابتدا جالب بود تفاوت سعید با دیگران بود. سعید در همان دیدارهای نخست به من توصیه کرد که از چهره شدن در سایتهای خبری و… خودداری کنیم و به عنوان یک علاقمند به زبان مادری فعالیتهای خودمان را در حوزه ادامه بدهیم، چه برخی تبلیغات و منسوب شدنها میتوانست شائبه‌ها و انگهایی را در پی داشته باشد. حال آنکه ما تنها به جهت پاسداشت حقوق فرهنگی و اجتماعی خودمان و بدون وابستگی به هیچ جریان و تشکیلاتی اقدام به یک سری فعالیتها کرده بودیم.
به اعتقاد سعید که این اعتقاد را تا اواخر حفظ کرده بود، انترنت در عین حال که یکی از ابزارهای مفید برای بیداری مردم و اطلاع رسانی است در عین حال همیشه واقعیتهای حرکتهای مردمی را نیز منعکس نمی کند و چه بسا قارچهایی در این فضای مجازی فرصت رویش دارند و مطرح میشوند که در بطن حرکت هیچ نقشی ندارند و یا نقش به مراتب کمتری دارند.
اشخاصی که فضاهای منسوب به حرکت ملی آذربایجان را دیده‌اند میدانند که در این فضاها گاه فضاهای پوپولیستی نیز حاکم است و برخی چیزهای حتی بی‌اهمیت آگراندیسمان شده، و به مسائل چه بسا مهم اهمیتی داده نمی‌شود. سعید به کلی از این فضاها بری بود و همواره به تعمیق دانش خود می‌پرداخت. علایق او تا آنجا که من میدانم در حیطه‌هایی چون جامعه‌شناسی و بخصوص مردم شناسی، فلسفه و ادبیات مدرن نمود بیشتری داشت. چند بار از من خواست که در زمینه مردم شناسی ترکهای بومی استانهای قم و مرکزی کار بکنم یا حداقل بچه‌های قم را به این کار تشویق کنم. همواره سعی میکرد آخرین رمانهای مطرح را بخواند. در تماسهای تلفنی که بین ما صورت می‌گرفت و معمولا نزدیک به یک ساعت طول می‌کشید همیشه مسائل علمی و فلسفی از قبیل هرمنوتیک، فلسفه، ادبیات و حتی اصول فقه و کلام مطرح میشد.
سعید که به خاطر مشکلات مادی نتوانسته بود تحصیلات دانشگاهی اش را در رشته فلسفه ادامه بدهد ناراحت بود او بعد از دانشگاه جذب استانداری زنجان شد اما بعد از دوسه سال کار در آنجا قراردادش تمدید نشد و کارش را از دست داد، اما خیلی دوست داشت تحصیلات خود را ادامه بدهد. او به زبان عربی تسلط چندانی نداشت و از همین روی از این که کتابهای شاخص فلسفه اسلامی به زبان عربی هستند و به فارسی ترجمه نشده‌اند و نمی‌تواند آنها را بخواند ناراحت بود، من به او گفتم که اکثر دروس فلسفه اسلامی حوزه علمیه قم که توسط اساتید برجسته تدریس شده‌اند اکنون در سی‌دی‌های صوتی وجود دارند و او می‌تواند استفاده کند، از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و قرار شد در همین نزدیکی‌ها سفری به قم داشته باشد، تاهم برخی از کتابهای فلسفی و کلامی و هم این سی‌دی‌های درسی فلسفه را تهیه کند، که این امر با دستگیری او منتفی شد.
نوشته‌های سعید را خیلی‌ها خوانده‌اند، به دور از کمترین احساس و به تمامی تحلیلی و علمی بودند. آخرین نوشته‌های او از زمره بهترین مقاله‌های مربوط به حرکت ملی هستند. با این همه سعید به این نوشته‌ها قانع نمی‌شد و در دوره آموزش روزنامه نگاری که در تهران و با حضور بهترین اساتید روزنامه نگاری ایران صورت می‌گرفت شرکت کرد. در دوره زمستانی این آموزشها سعید در روز جهانی زبان مادری بازداشت شد و طبیعتا فاصله‌ای که ایجاد شد او نتوانست کلاسها را ادامه بدهد.
در دوره بهاری یا تابستانی هم که سعید دوباره شرکت کرده بود باز دستگیر شد.
تذکر یک نکته نیز در باب روزنامه‌نگاری و در کل نوشته‌های سعید ضروری است، نوشته‌های سعید به هیچ وجه همه ابعاد شخصیتی او را نشان نمی دهند، او در این دو سال تنها دفاع از شخصیت و در واقع دفاع از مشروعیت خواسته‌های زندانیان سیاسی آذربایجان را در اولویت قرار داده بود، به همین جهت مثلا در مورد عباس لسانی یا رضا عباسی نزدیک به ده مقاله شاید نوشته بود. اما علایق او و همچنین حیطه‌ دانش او بسیار فراتر از این مسائل بود که سعید آنها را مهار میکرد. او حتی شعرهای نازنین خود را که به زبان ترکی میسرود یا میتوانست بسراید در نهانخانه جان خود پنهان کرده بود. به اعتقاد او که من البته موافق نیستم شعرهایی که با عامه مردم رابطه برقرار نکنند در این فضا بخصوص فضای زنجان ضرورت عاجلی ندارند. الگوی او شاید یک الگوی مبارزه جدید بود که بیداری را از بطن توده‌ها نه از بالا و از میان نخبگان مد نظر قرار داشت.
سعید حتی مسائل بسیاری را که مربوط به خود او بودند و خبرهای داغ رسانه‌ای محسوب می‌شدند مطرح نمی‌کرد، از آن جمله میتوان به توقیف کتابهای ترکی او در مرز بازرگان که گفته بودند برو از اطلاعات زنجان کتابها را بگیر. کتابهایی که هیچ گاه به دست سعید نرسیدند.
سخن آخر اینکه سعید متین‌پور الگویی نوین از هویت طلبان نسل جدید آذربایجان است که با اعتقاد به حقوق انسان، و احترام به دانش بشری و آزادی، به مطالبات حقوق مردم خود به پا خواسته‌اند. به نظر نگارنده آنچه از دیدگاه سعید اهمیت دارد حتی آزادی خود او نیست بلکه الگوبرداری نسل جوان جامعه از اوست که باید چگونه حرکت کرد و گفت و نوشت.

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی
به امید آزادی سعید
و به امید آزادی انسان

Advertisements

نوشتن دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. […] سعید متین‌پور آن گونه که من می‌شناسم / سید حیدر بیات به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی، به امید آزادی سعید، و به امید آزادی انسان (tags: Türk-Milli-Hərəkəti) […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: