تاریخ ارزشمند مختومقلی و دستنوشته هایش / دکتر یوسف آزمون

ژانویه 15, 2008 در 2:09 ق.ظ. | نوشته شده در ادبیات | 2 دیدگاه

ترجمه مختصر سخنرانی دکتر یوسف آزمون در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و کنفرانس «لیک اروهد» درباره ی میراث فرهنگی آسیای مرکزی در ماه اکتبر

○ مترجم: دکتر رحمت قاضیانی

مدت زیادی نیست مختومقلی، که اشعار او در بین مردمان آسیای مرکزی به عنوان اشعار مقدس و آسمانی شناخته می شود، در ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق مورد توجه قرار گرفته است و آنرا مدیون چاپ مجموعه های آثارش به زبانهای ترکی، فرانسوی، فارسی و انگلیسی می باشد. نخستین ترجمه ی گزیده ی اشعار مختومقلی توسط وامبری کاشف و عالم مجارستان در سال ۱٨٧٩ ، تصویری اشتباهی از شاعر ترسیم نمود که عمدتاً ناشی از کاربرد نسخه ی ناقص از مختومقلی بود، این حقیقت که او زبان ترکمنی را بطور کامل نمی دانست، خود سبب اشتباهات زیادی در متن و ترجمه شده است. اشتباهات آن زمانی، که همان متن توسط آقای سید محسن فانی و حسین کاظم قدری مورد استناد قرار گرفت، مضاعف گردید. او در سال ۱٩٢٤ خوانندگان را به درک غیر واقعی از اشعار مختومقلی سوق داد.

الکساندر خود زکو در سال ۱٨٤٢ در اثرش به نام «نمونه هایی از اشعار ملی ایران» ضمن معرفی ترجمه ی «سه ترانه» از مختومقلی، خوانندگان را با بیان اینکه مختومقلی از طایفه «توکا» احتمالا تکه ترکمن و فرزند یک راهزن بوده، گمراه می کند. در حالیکه حقیقت آنست که مختومقلی از طایفه گوکلان و فرزند یک شاعر و عالم بوده است.

در سال ۱٨٦٢ ب. برزین در توریسکایا فرستوماتیا، جلد دوم شعری با عنوان «هیچ بیلمز» چاپ نمود، بالاخره اولین مقاله درباره ی مختومقلی توسط باکولین- کنسول روسیه در آستراخان- به نگارش در آمد. اخبار و گزارش های واحد قفقاز انجمن جغرافیایی روسیه، جلد اول، ۱٨٧٣-۱٨٧٢ متن انگلیسی مقاله در مجله ی «پژوهش هایی درباره ی مختومقلی جلد اول، ۱٩٩٧ صفحات ۱٨-٩ » قابل مطالعه است. باکولین دست نوشته ی

مجموعه ی اشعار مختومقلی را از شخصی به نام «ملا دردی» گرفته بود. این دستنویس در بایگانی انجمن جغرافیایی، سنت پترسبورگ نگهداری می شود. ملا دردی فوق الذکر، به وامبری نسخه ی دستنویسی داده است که در کتابخانه ی مجموعه شعر، در فرهنگستان علوم مجارستان در بودا پست نگهداری می شود.

همانگونه که در ادبیات شرق آمده است. اشعار مختومقلی در نسخ دستنویس عنوان ندارد. بردی کربابایف نویسنده معروف ترکمن، در سال ۱٩٢٦ متن حرف برگردان دیوان مختومقلی را با حروف عربی چاپ نمود. بردی کربابایف در این مجموعه، با استفاده از کلمه یا کلمات قافیه مصراع دوم بند اول هر شعر عنوانی تعیین کرده است. بنابراین او برای اشعاری که چاپ کرده، عنوان برگزیده و اصول و قواعد ی جهت تعیین عنوان برای اشعاری که بعداً باید چاپ شود وضع نموده است.

آرشیوها، اطلاعات بسیار کمی در مورد مختومقلی ارائه می دهند آنچه درباره ی او میدانیم بیشتر از اشعار وی و از روایتها ی فراوانی است که توسط وا بستگان و خویشاوندان مختومقلی که در اطراف قارری قالا زندگی می کنند بیان شده است. بهر تقدیر قره ایشان از نسل ششم قولچا برادر مختومقلی در سال ۱٩٢٢ میلادی به سن ٥٣ سالگی در گذشت. او در شمال ایران می زیست و اطلاعات فراوان را در مورد مختومقلی از طریق گفتگو با پیران و کهنسالان قبایل گوکلان فراهم آورد. او دستنویس های متعددی را گردا ورد یا رونویسی نمود. اطلاعات بدست آمده توسط وی با ارزش و قابل استناد تلقی شده است زیرا آن اطلاعات از منابع متعددی فراهم شده و او به شکلی آگاهانه آنها را شناسایی نموده است. تعدادی از دست نوشته های وی را به امانت گرفته و پس نداده اند، و هم چنین اطلاعات گرد آوری شده ی وی را بدون ذکر نام مورد استفاده قرار داده اند. گفته شده که پسر وی به نام عبدالله – که نام برادر مفقود مختومقلی را بر او نهاده اند- در تکاپوی یافتن دست نوشته های پدر می باشد. هیچ مدرک مکتوبی درباره ی تاریخ و محل تولد مختومقلی وجود ندارد و کسی از زمان دقیق مرگ او اطلاع ندارد. در سال ۱٩٥٩م و در ٢٢٥ مین سالگرد مرگ او تلاش شد سال ۱٧٣٣م را بعنوان سال مرگ او اعلام نمایند. بهر صورت وقتی احمد درانی در سال ۱٧٤٧ م به حکومت افغانستان رسید، مختومقلی قصیده ای در وصف او سرود، که با توجه به تاریخ دقیق تولدش در زمان آن قصیده می بایست ۱٤ ساله بوده باشد. کیفیت شعر و پیامی که در بر دارد نشانگر آن است که توسط شخص مسن تری سروده شده است.

ماتی کوسایف از پیشگامان مختومقلی شناسی، در مورد او می گوید: می گویند که در تاریخ ۱٧٣٣م متولد و در سال ۱٧٩٠ م وفات یافته است. «ادبیات تاریخینینگ کأبیر مسه له لری»، عشق آباد ۱٩٦٣م. پژوهشگران دیگر، تاریخ تولد او را ۱٧٣٣م و تاریخ وفاتش را در سال ۱٧٨٢م و در سن ٥٩ سالگی ذکر می کنند.

آ.آخوندف گرگانلی، دیگر پژوهشگر ترکمن می گوید: مختومقلی در سال ۱٧٨٠م و در ٤٩ سالگی وفات یافته است. «ژورنال سویت ادبیاتی، ۱٩٣٩م شماره ٩» برتلس سالهای ۱٧٣٣م و ۱٧٨٢م را به دست می دهد « مختومقلی مجموعه ی مقالات درباره ی مختومقلی عشق آباد ۱٩٦٠م» موارد بالا بیشتر متکی به اطلاعاتی است که در سال ۱٨٦٣م، وامبری از قزل آخوند کسب کرده است که گفته بود، مختومقلی ٨٠ سال پیش وفات یافته است. م. کوسایف و ب. قاریف پژوهشگر دیگر به مناظره ای (آیدیشما) بین مختومقلی و زنوبی شاعر کلاسیک ترکمن که در سال ۱٧٩٧-۱٧٩٦ صورت گرفته، اشاره نموده اند [ اس. میرادف A Sirlaring- Gummislanden (Myadov) عشق آباد ۱٩٧٨م صفحه۱٢ ] ماتی کوسایف در مورد اطلاعاتی که از کتابخانه ی آ.آخوندف درباره ی نواده ی مختومقلی به نام آنا قربان نوشته است (باید نواده ی برادر مختومقلی باشد. چرا که شاعر، فرزندی نداشت. ضمناً این شخص که به نام آنا قربان شناخته می شد معلم پدر من در قزل آرواد بود. یوسف آزمون) در سال ۱٩۱٣م صدمین سال وفات مختومقلی را با صدقه دادن بر سر قبر مختومقلی معلوم نموده است. این موضوع توسط پروفسور آنا نپسف، مورد شناخته شده ترکمن نیز مورد تأیید قرار گرفته است. در سال ٥٧-۱٩٥٦م هنگامی که او لیسانس خود را دریافت کرده بود متن نامه ی آنا قربان آخوند را که در سال ۱٩۱٣م به اداره ی فرمانداری قارری قالا نوشته شده بود، رویت نمود. فرماندار نامه را به عشق آباد ارجاع نموده بود. در این نامه آنا قربان آخوند اجازه سفر به ایران برای برگزاری یکصدمین سال رحلت مختومقلی را درخواست کرده بود. این سند در مرکز قدیمی آرشیو عشق آباد قرار داشت. آرشیو دولتی فعلاً در ساختمان دیگر مستقر است و احتمالاً کسی سند فوق را از آن زمان به بعد ندیده است. احتمالاً سند در جای نا مناسبی قرار داده شده است. بهر حال سده یمورد نظر، چند سال زودتر یا دیرتر برگزار شده است. س.میرادف، اشعار زیر را به عنوان دلیل سن زیاد مختومقلی تعبیر و تفسیر می کند.

«بیا ببین» در این ٨٠ سال چه کاری انجام داده ای؟ به [اوسّا دا بللی مختومقلی سایلانان اثر لر چاپ ترکمنستان جلد ٢ عشق آباد] و برای پیشبر زندگی منطقی و تمتع از آن من نیازمند زندگی ٨٠ ساله هستم [آد ایسلارین، همان اثر، جلد اول].

(مختومقلی در ترکمن ماغتیم غولی تلفظ می شود) به نام پدر بزرگش ماغتیم غولی (۱٧٢٠-۱٦٥٤) که سازنده زین اسب بود، ماغتیم غولی یوناچی نامیده شده است. او شاعر بود و برخی از اشعارش به زمان ما رسیده است فرزند او یعنی پدر مختومقلی، دولت محمد آزادی است، که او هم به نام پدر بزرگش به این نام، نامید شده است کلمه ی مختومقلی، از دو بخش تشکیل می شود «مختوم» کلمه عربی مخدوم به معنای کسی که به او خدمت می شود و «قلی» به معنای «خدمتگزار» بعبارتی ترجمه کلمه ی عربی عبدالله است. یعنی عبدالله «خادم» خدا است و ترجمه ی آن در ترکمنی «الله قلی» یا «خدا قلی» است. اینها نام مردان است (نامهای مردانه است) نوزادان پسری که در روز جمعه به دنیا می آیند، جما قلی (جمعه قلی) یا آنا قلی نامیده می شوند کلمه ی آنا از کلمه ی فارسی «آدینه» گرفته شده است. «قلی» را به عنوان یک پسوند می توان به اهر اسمی اضافه نمود. حتی اسامی اما کنه، زیارتگاه ها و غیره. در قارری قالا مقبره ی یکی از اولیاء به نام مخدوم معظم قرار دارد که یک شخصیت مذهبی قرن ۱٦ است. اعتقاد بر این است که نام مختومقلی با «مخدوم معظم» ارتباط دارد. مخدوم همچنین نام یک طایفه ترکمن است که همچون طایفه های آتا، شیخ و خوجه از تبار «عرب» می باشد. اجداد این طوایف را مرو جین اصلی این اسلام در آسیای مرکزی می دانند. این طایفه ها در بافت قالی که سنتی ترکمن ها است. فعال نیستند و «گؤل» خاص خودشان را همانند تکه گؤل، یموت گؤل که مشخصه آن طایفه است ندارد.

گفته می شود که مختومقلی در حاجی قوشان، متولد شده است ولی خود شاعر می گوید: به کسانی که در مورد من پرسش می کنند، بگوئید که من یک گرکز هستم اهل اترک هستم و نام من مختومقلی است. پدر او دولت محمد آزادی (۱٧٦٥-۱٧٠٠) شاعر و عالم بزرگی بوده و نویسنده تعدادی کتاب شعر شامل «وعظ آزاد» «بهشت نامه»، یک «مثنوی» بود. او تعداد زیادی رباعی و غزل سروده است او معلم و مرشد مختومقلی بود. پدر و پسر رابطه ی عالمانه و در عین حال صمیمی داشتند. مختومقلی در مدارس بسیار مهم آسیای مرکزی، نهایتا در مدرسه ی شیر غازی خیوه تحصیل نمود. او از شیر غازی به منزل بازگشت. تدریس در روستا را آغاز نمود، به کار زرگری اشتغال ورزید. او توفیق ازدواج با« منگلی» را که دلداده اش بود نیافت. دو برادر بزرگش عبدالله و محمد صفا ناپدید شدند. بر اساس اطلاعات بدست آمده از یک منبع او با زن برادر (مفقودش) ازدواج نموده است. که البته چنین نبوده است چرا که اجساد برادرانش بدست نیامده است. اطلاعات زیادی در مورد زندگی زناشویی او وجود ندارد بجز آنکه فرزندانش در سنین اولیه وفات کردند. مراثی او در مورد فرزندانش و شعر طنز او در مورد ازدواج نشانگر زندگی ناخوشایند شاعر است. [اویلنگین همان مأخذ، ص ٣٥] «اگر آرزو دارید که یک الاغ پیر باشید (شوید) بروید و ازدواج کنید». [از کتاب سروده های مرغزاران آسیای مرکزیFam -۱٩٩٥ ص ٨٧ ترجمه شد]. (همه اشعار از این کتاب ترجمه خواهند شد) از سوی دیگر وضعیت اسف بار مردی با دو همسر توصیف می شود و توصیه می گردد که عاقلانه و اندیشمندانه ازدواج کنید. «ای مختومقلی» نگذار این چنین فنا شویم، بهتر آنست که یک بار و با تعقل ازدواج کنیم.

زندگی تو برای یک نفر [فدای یک نفر] خدایا ما را …دختر… محافظت نما…

مرثیه ی او در مورد پدرش و ناپدید شدن برادر بزرگش تصویرگر رنج شاعر است. از دست دادن پدر شاعر را از پا می اندازد. بیشتر از هر چیز دیگر، بخاطر صمیمیت روحانی. از زندگی فاجعه آمیز شخصی و خانوادگی در بحبوحه ی اختلافات قومی بین طوایف ترکمن که در قرن ۱٨ شدت پیدا کرده بود، رنج بسیار می برد. نبود اتحاد در بین قبایل پراکنده ی ترکمن آنها را به طعمه ای آسان برای حکام همسایه تبدیل کرده بود که به قلمرو ایشان حمله کرده و آنها را غارت می نمودند. ما از برخی از اشعار او درک می کنیم که مختومقلی به اسارت افتاده. شعری با عنوان «عالمه بلگیلیدر»، در نگاه اول شعری عاشقانه می نماید و برخی آن را شعر عاشقانه تفسیر می کنند. بهر حال همانطور که قره ایشان در مصاحبه ای در مورد مختومقلی بیان نموده، شاعر در مشهد ایران اسیر شده بود و به غل و زنجیر بسته شده و قرار بود اعدام گردد. یکی از نوکران حاکم، ترکمن بوده است. او کمک می کند تا مختومقلی بگریزد.

(کل این مصاحبه در مجله ی، ژورنال پژوهش های مختومقلی چاپ خواهد شد)

قره ایشان ضمناً گفته است: زمانی روستای مختومقلی مورد حمله قرار می گیرد. دستنویس اشعار و کتابهایش را- که حاصل سالهای تلاش فداکارانه ی او بود- بر شتری بار می کنند. شتر در حین حمل اسباب و اشیاء و کتابهای مختومقلی می لغزد و کتابها به رودخانه ی اترک می افتند.

اینگونه بود که مختومقلی کتابهایش را از دست می دهد. این حادثه سبب شد شاعر رود اترک را خصم خویش بداند.

قایغی غام-دا عزیز عمریم سولدیریپ شوم فلک عذابیم ریگان ایله دی

یــــازان کیتــابــلاریم سیـــله اکــدریپ گوزلاریم ایزیندا گریان ایله دی

مختومقلی که از حوادثی این چنین و عداوت موجود بین قبایل افسرده است، به این باور میرسد که تمام فلاکت ترکمن ها نتیجه ی جنگ بین اقوام، و عدم اتحاد استو شاعر در برخی از اشعارش بر ضد مرافعات تحلیل برنده ی اقوام هشدار میدهد. با درک خطر طایفه گرانی، اقوام را با ذکر نامهایشان به اتحاد جهت تشکیل یک ملت فرا میخواند و بدینوسیله موضوعی سیاسی را برای نخستین بار وارد عرصه ادبیات ترکمن می کند.

تـورکمن لار باغــلاسا بریـره بیلــی قوریــدار قـلزمــی، دریای نلی

تکه، یموت، گوکلانگ یازیزآل ایلی بر پادشاه قولاق اتساک باشیمیز

او درباره ی موضوعات مختلفی از جمله تصوف، مذهب، تغزّل، اجتماع و میهن پرستی، طبیعت و غیره سروده است که باعث شده شعرش مطلوب طبقات گوناگون مردم ترکمن و دیگر اقوام شود. بنابراین برای ترکمن ها و مردم آسیای مرکزی، مختومقلی چیزی فراتر از یک شاعر است. او چنان مورد احترام بود که برخی او را در حد اولیاء و احتمالاً فرد مقدسی میدانند. این ویژگی باعث شده است که او، هم در زمان حیاتش شاعری ملی شود.

و.و. بارتولد شرق شناس بنام روس می نویسد. مختومقلی که گوکلان است شاعر ملی ترکمن هاست، شامل ترکمن های استاوروپل نیز می شود [سیوحیننینا جلد ٢ سال ۱٩٦٨] ترکمن ها تنها قومی از ترکان هستند که شاعر ملی دارند. (همان جلد ٥ سال ۱٩٦٨)

در اشعار عرفانی، او به اهمیت «حق» و مفهوم «انسان کامل» تکیه می کند. از واژگانی چون «درد» و «سوختن» در این اشعار استفاده می شود چرا که در این اشعار، او از صوفیگری پیروی می کند. برخی از صوفیان، فلسفه ی زندگی خود را در شعر زیر متجلی می بینند: «خادم بودم، پخته شدم، سوختم»، او نمی تواند رنج و بی عدالتی را تحمل کند. نگاه به زندگی با توجه به اصول اخلاقی، بخشی از افکار و اندیشه ی او درباره انسانیت و عشق به مردم است. همین افکار و احساسات است که باعث می شود او موضعی آشتی نا پذیرانه در مقابل ظلم، فساد و بی عدالتی اتخاذ نماید. در اشعار زیر، او موقعیت و وضعیت فقر را نشان می دهد.

اگر مرد فقیری پای پیاده- که فقرش را نشان می دهد- در اجتماعات شرکت نماید، او را در جایگاهی حقیر می نشانند، اگر با اسب حضور یابد، اسبش را الاغ می خوانند.

ولی اگر مرد ثروتمندی سوار بر الاغ شود، الاغش را اسب می خوانند.

شعرهای مذهبی مختومقلی، تنها پس از پروسترویکا، در ترکمنستان به چاپ رسید. که فضایل اسلام و مؤمنین را در شعری مستحکم به نام «آرتسا گرک دیر» متجلی می سازد و در مرود روز زستاخیز و جهنم آگاهی میدهد که یادآور کتاب «کمدی الهی» دانته است.

همچنین او شعری در مورد ۱٢ امام دارد که سرودنش باعث آزادی او گردیده است. آن شعر امروزه با عنوان «ما را ببخش» معروف شده است.

این عنوان کتاب کوچکی بود که … مختومقلی را داشت و در سال ۱٩٩٠ به چاپ رسید. آن کتاب توسط ب. جوده یف و ا. مولک آمانف آماده چاپ شد. عنوان مذکور، به نظر می رسد که نوعی تقاضای بخشش درباره طرز تلقی دوره ی شوروی درباره ی این شاعر بوده است.

مختومقلی بطور صریح و ساده زبان روزمره ی ترکمن را – در زمانی که زبان ترکمن تحت تأثیر زبان جغتایی و زبان نوشتاری رسمی مرسوم در سرتاسر آسیای مرکزی قرار داشت، مورد استفاده قرار داد. او سد و مرز بین زبان ادبی قبل از خود و زبان عامه مردم را شکست و زبان ادبی قرن ۱٨ را تغییر داد و آن را در دسترس مردم عادی قرار داد. او حروف مصوت و بلند و حروف مصوت خیلی بلند کشدار را بخوبی مورد استفاده قرار داد. که از ویژگی های زبان ترکمن است. بنابراین به اشعار حالت موسیقایی خاصی بخشید و آنها را تا حد محاوره ای مردم جاری و روان ساخت.

مختومقلی از فرهنگ عامه غنی ترکمن با مهارت فراوان استفاده کرد. او با پرهیز از زیاده گویی، عقایدش را با حداقل کلمات (ایجاز) بیان کرده است و از ضرب المثل ها و عناصر مردمی فرهنگ عامه، هر جا که لازم بوده است، استفاده نموده است. بسیاری از آن اشعار، خود صورت ضرب المثل یافته اند و در بسیاری از موارد تشخیص اینکه آنها سروده مختومقلی هستند، یا ضرب المثل واقعی بسیار مشکل است.

سادگی و وضوح بیانات (سروده اش) در تصویر عقایدش نیز بسیار مؤثر است. اشعار سروده شده در قالب قوشوق های روشن و واضح با ریشه داشتن در فرهنگ عامه، باعث ایجاد اشعاری خوش آهنگ، که با موسیقی عامه هماهنگی خوبی دارد، باعث فهم ساده آنها و استفاده سهل و قوی از آن توسط خوانند های مردمی ترکمن، یعنی «بخشی ها» شده است.

اشعار مختومقلی با الهام از خرد و عقل، ساده و در عین حال با کیفیت عالی، باعث شده که بیش از دو قرن، نه تنها افکار ترکمن ها، بلکه اندیشه های بیشتر ترکان ساکن در منطقه ی وسیعی از آسیای مرکزی تا منطقه ی قفقاز را تحت تأثیر قرار داده است.

دستنویس خود مختومقلی تاکنون به دست نیامده است، پیش از سیصد نسخه ی اشعار مختومقلی در انستیتوی نسخ خطی عشق آباد و بسیاری از مجموعه های شخصی بین ترکمن های ترکمنستان، ایران و افغانستان وجود دارد. نسخ خطی اشعار مختومقلی، در کتابخانه های تاشکند، سنت پترسبورگ، بوداپست، برلین، لندن و جاهای دیگر وجود دارد. از دستنویس های موجود در ترکمنستان، «ا. اشورف» حدود ٧٠٠ شعر را به مختومقلی نسبت داده است. (احتمالا شامل اشعاری است که از باغشی ها جمع آوری شده و ٢۱٧ شعر منتسب به مختومقلی که در مجموعه ی قلیچ موللیف گرد آوری شده اند) «ماغتیم قولینینگ قوْل یازمالارینگ تصویری، علم، عشق آباد ۱٩٨٤ صایپا ۱٠»، هیچکدام از دستنویس ها پیش از ٣٠٠ شعر ندارد. با در نظر گرفتن اشتباهات فراوان در تلفظ کلمات در بیشتر دستنویس ها، و کاستی های آنها، تاکنون چاپ نسخه ای کامل و معتبر از مختومقلی مقدور نشده است. زیرا نسخه ی اصیل و اولیه ی دیوان او بدست نیامده است.

جدا از داستانهایی که درباره ی نابودی و سرقت دستنویس های مختومقلی وجود دارد در شماره ٧٣، سال ۱٩٠٤ روزنامه «ترکستان ودموستی» تاشکند، گزارشی توسط ا. بلیایف، با عنوان « یک دستنویس جالب» به چاپ رسید. در گزارش آمده است که در اُبلاست ماوراء خزر نزدیک قارری قالا نزد ترکمن ها یک جلد بزرگ کتاب دستنویسی که توسط شاعر بزرگ قرن ۱٨ ترکمن، مختومقلی نوشته شده، نگهداری می شود. [ترجمه ی ترکمنی « مختومقلی» مجموعه مقالات آکادمی علوم جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان، ۱٩٦٠، ص ۱۱۱] این نسخه در معرض دید «نمایش» قرار می گرفت و از آن رونوشت هایی تهیه می شد. از آن زمان به بعد اثری از آن نسخه نیست. درباره ی کتاب بسیار بزرگ « کلیات مختومقلی » نیز صحبت هایی موجود دارد (مجموعه آثار مختومقلی) در سال ۱٩٠٦ ملایی از اهالی مرو با سامویلوویچ درباره کلیات مختومقلی که خودش استنساخ نموده و در مانه نگهداری می شده است، صحبت نمود. کتابی که او رونویسی نمود توسط ملایی از طایفه ی أرساری به امانت گرفته شده و دیگر پس داده نشده بود. سامویلوویی فرصت رفتن به مانه را پیدا نکرده بود [ زاپیسکی و وستوچنوگو، اوتدلنییا امپراتور سکوگو، روسکوگو، آرخئولو گیچسکوگو اوبشچستوا، جلد ۱٩، کتاب ها، شنت پترسبورگ، ۱٩۱٠، ص ٩]. بسیاری از نسخ خطی در دوره ی شوروی که هر نوشته با خط عربی را کتاب دینی تصور می کردند. ناپدید یا نابود گشتند. بسیاری از مردم نسخ خود را به امید آینده چال کردند. صدها دستنویس ناپدید شد که احتمالاً در میان آنها نسخ خطی ارزشمندی از مختومقلی نیز می تواند وجود داشته باشد. ما از دو مکان در قارری قالا که دهها نسخه خطی مختومقلی توسط بستگان او قبل از ترک آنجا و عزیمت بسوی ایران در سال ۱٩٣٠ چال شده اند اطلاع داریم. ناپدید شده این دستنویس های فراوان، ضربه ای بسیار سختی به فرهنگ ترکمن و پژوهش های میراث فرهنگی مختومقلی وارد کرده است. تنها تعداد معدودی دستنویس می تواند، پایه ی پژوهش درباره ی اشعار باشد. برخی از کاتبان زمان، در حین تلاش برای تصحیح دستنویس ها، اشتباهات نگارشی مرتکب شده اند. بسیاری از دستنویس های اشعار مختومقلی، مجموعه اشعار سایر شعرای ترکمن را نیز شامل می شود. با مطالعه همه جانبه نسخ خطی می تواند آن نسخ را تصحیح نمود.

نوشتن کلمات یک زبان با خط زبانی دیگر ایجاد می کند. که در چاپ یکی از اشعار مختومقلی به وضوح مشخص است.

پیل هم دورار باغلاسا قیل بیله

« یعنی اگر فیل هم با مویی بسته شود، بی حرکت می ماند»

در اینجا کلمه «قیل» به معنای «مو» است که تلفظ اشتباه کلمه عربی «قل» به معنی زنجیر است. اگر کلمه «قیل» را «قل» بخوانیم شعر فوق مفهوم می یابد. مثال های زیادی از این نوع وجود دارد.

برخی افراد بویژه بخشی ها (خواننده های مردمی) برای اینکه مستمعین زیادتری داشته باشند بسیاری از اشعار و ترانه ها را غیر واقع، به مختومقلی نسبت داده اند. بسیاری از این نوع اشعار را می توان از روی ساختار شعری و موضوعاتش از شعر مختومقلی متمایز ساخت.

در شعری چنین آمده:

تانگرینینگ دوشمانی تاویق ساقلاقان اونینگ جایی جهنم دیر یارانلار (تکیز بولار یارانلار)

(مختومقلی شیغرلار، جلد ٢، چاپ ترکمنستان، عشق آباد ۱٩٩٤ ص ٢٢٢)

معنی شعر: شخصی که مرغ نگه میدارد، دشمن خدا است و جای او در جهنم است ای برادران (ای خلایق) این شعر نمی تواند از آن مختومقلی باشد. انتساب چنین شعری به مختومقلی نادرست است و از ارزش مختومقلی می کاهد.

دستنویسی از اشعار مختومقلی به خط لاتین وجود دارد، قلیچ موللیف ٢٤ ساله در سالهای ٤٧- ۱٩٤٦ ادعا نمود که اشعار مختومقلی را از نسخه خطی او در بخارا یادداشت نموده است. این نسخه ی خطی علیرغم تلاش فراوان در سطح خوب (کمونیست) هرگز بدست نیامد.

قلیچ موللیف اشعاری را که از حفظ بود، در دستنویس نوشته است. آن نوشته امروز در انستیتوی نسخ خطی عشق آباد، در پرونده ی شماره ۱۱٢٣ نگهداری می شود. این اشعار که در ده ی ۱٩٤٠ گذاشته شده اند، بعداً در مجموعه اشعار مختومقلی بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. هیچکدام از این اشعار در نسخ خطی به خط عربی مختومقلی مشاهده نمی شود.

در ترکمنستان در مورد مطالب و موضوعات مربوط به مختومقلی، همیشه یک رویکرد رسمی وجود دارد که باعث سر درگمی در جنبه های مختلفی از پژوهش در اثر خلاقانه شعر می شود.

(متن کامل این سخنرانی، قرار است در خلاصه مقالات کنفرانس دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس، درباره ی میراث فرهنگی آسیای مرکزی، منعقده در اکتبر ۱٩٩٨ چاپ شود.)

قایناق: انجمن فرهنگی ترکمنهای مقیم گوتنبرک

Advertisements

2 دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. سلام!

    آغا من بیر یئرده/ن گؤرموشم/ائشیتمیشم «دولت محمد آزادی» عرب الیفباسیندا دولت محمد عضدی یازیلیرمیش.

    دوغرومو؟

    —-
    بعید دئییل بلکه ده عاغیلا سیغان بیر نظریه دیر آنجاق بو ایشین اوزمانی ذوقی به یدیر اوندان سوروشون.

  2. […] تاریخ ارزشمند مختومقلی و دستنوشته هایش / دکتر یوسف آزمون ترجمه مختصر سخنرانی دکتر یوسف آزمون در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و کنفرانس «لیک اروهد» درباره ی میراث فرهنگی آسیای مرکزی در ماه اکتبر […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: